غريغوريوس الملطي ( ابن العبري ) ( مترجم : عبد المحمد آيتى )
273
مختصر تاريخ الدول ( تاريخ مختصر الدول ) ( فارسى )
المستظهر باللّه احمد پسر المقتدى باللّه چون مقتدى را مرگ در رسيد پسر خود ابو العباس احمد را بخواند . همگان به خلافت با او بيعت كردند و المستظهر باللّه لقبش دادند . اين واقعه در سال 487 بود ، همان سالى كه سلطان بركيارق ، عم خود تكش را بكشت و در آب غرق كرد و فرزندش را نيز با او به قتل رسانيد . در سال 488 تتش پسر الب ارسلان به قتل رسيد و امارت و سلطنت ، بركيارق را مسلم شد . در ماه ذو الحجهء اين سال المستنصر باللّه پسر الظاهر لاعزاز دين الله علوى صاحب مصر و شام درگذشت . مدت خلافتش شصت سال بود و مدت عمرش شصت و هفت سال . پس از او پسرش ابو القاسم احمد به حكومت رسيد و المستعلى باللّه لقب يافت . در سال 489 منجمان حكم كردند كه طوفانى خواهد بود چونان طوفان نوح . خليفه ابن عيسون منجم را فراخواند و در اين باب از او سخن پرسيد . او گفت : در طوفان نوح كواكب هفتگانه در برج حوت گرد آمده بوده و اكنون تنها شش تاى آن گرد آمدهاند و زحل در آن ميان نيست ، اگر آن نيز مىبود طوفانى مىشد همچون طوفان نوح . ولى من مىگويم شهرى يا سرزمينى كه در آن جمعيت بسيار از بلاد بسيار گرد آمده باشد غرق مىشود . پس بر بغداد بيمناك شدند كه جمعيت كثيرى از بلاد مختلف در آن گرد آمده بودند . خليفه فرمود سر چاهها و چشمهسارها محكم بستند و مواضعى را كه از آنجا بيم طغيان آب بود بگرفتند . اتفاقا جماعتى از حجاج در وادى مناقب منزل كرده بودند . ناگاه سيل عظيمى آمد و بسيارى را غرق كرد مگر آنهايى كه به كوهها پناه برده بودند و اموال و چارپايان و راه توشهء آنان همه را سيل برد . خليفه منجم را خلعت داد . در سال 490 پادشاه خراسان ارسلان ارغون پسر الب ارسلان برادر سلطان ملكشاه به دست يكى از غلامانش كشته شد . از آن غلام پرسيدند : چرا چنين كردى ؟ گفت : تا مردم را از ظلمش آسوده سازم . سپس سلطان بركيارق خراسان را گرفت و به برادر خود سنجر داد . در سال 491 بالدوين « 573 » پادشاه فرنگان سپاهى گران گرد كرد و به شام آمد و